عز الدين حسينى زنجانى
174
معيار شرك در قرآن (فارسى)
چرخيدن به دور سنگ به امر خدا شرك نخواهد بود . امامعليه السلام داستان بانويى پرهيزكار را شرح مىدهد كه خداوند متعال شرط قبول توبه و بخشايش خود را منوط به بخشايش آن بانو مىفرمايد . در عين حال در قرآن مىخوانيم « چه كسى جز خداوند گناهان را مىآمرزد » ؟ كه از اينگونه روايات فهميده مىشود بخشش كسى كه خداوند چنين اذنى به او داده باشد عين بخشايش الهى است . با همين دلالت و با تواتر معنوى ، چنين حكمى را دربارهء ذوات مقدّسه ائمه معصومين عليهم السلام صادر و استنباط مىكنيم . دربارهء ابليس نيز مىگوييم : رانده شدن او از درگاه نه به خاطر سجده نكردن به آدم بود ، بلكه به دليل سرتافتن از امر خدا بود . در قسمتى از دعاى فرج كه مىگوييم : « يا محمد يا على . . . » تعارضى با نصّ قرآن ندارد ؛ زيرا آيات قرآنى صراحت دارد كه يارى طلبيدن از كسى كه خداوند با او پيمان نبوّت و يا عقد وصايت بسته دقيقاً خواستن كمك از خداوند است ، نه غير او . اين چنين يارى جستن از كسانى كه رخصت از طرف خدا صادر شده را نمىتوان با عمل مشركان مقايسه كرد . ما نبايد تنها ظاهر آيات را به تنهايى در نظر بگيريم ؛ زيرا در اين صورت موضوع با توسّل به اسباب كه خود خداوند از قدرت در آنها قرار داده مخالف خواهد بود ؛ در نتيجه بايد تمام اسباب ظاهرى را در عالم كنار بگذاريم . مثلًا كشت و زرع را ترك كنيم ؛ زيرا خداوند مىفرمايد : « ءَانتُم تَزرَعُونَهُ أم نَحنُ الزّارعُون » آرى ، خداوند با افاضه فيض فاعل است و افاضه هر اثر در طول اثر خداوند است ولو به ظاهر هر كار را به كننده نسبت مىدهيم .